السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
203
تفسير الميزان ( فارسي )
ملائكه ، و يا از آسمان ، و مقام قرب و تشريف است . * ( ( وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ) ) * الخ ، از ظاهر سياق بر مىآيد كه خطاب در اين آيه متوجه آدم و همسرش و ابليس همگى است ، ولى در سوره اعراف خطاب را متوجه خصوص ابليس كرد ، و فرمود : ( فَاهْبِطْ مِنْها ، فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها ) ، « 1 » الخ و اين از آن جهت است كه در حقيقت خطاب در آيه مورد بحث ، نظير جمع بين دو خطاب است ، تا آنچه خدا قضائش را رانده حكايت كند ، مانند عداوت ميانه ابليس ملعون ، و آن دو و ذريه آنان ، و نيز مانند زندگى كردن آدميان در زمين ، و مردنشان در همانجا ، و مبعوث شدنشان از آنجا . و ذريه آدم در حكم ، با خود آدم شريك است ، هم چنان كه از ظاهر آيه : ( فِيها تَحْيَوْنَ ، وَفِيها تَمُوتُونَ ، وَمِنْها تُخْرَجُونَ ) « 2 » الخ ، و نيز از آيه ( وَلَقَدْ خَلَقْناكُمْ ، ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ ) « 3 » الخ ، كه به زودى در تفسير سوره اعراف خواهد آمد ، اين معنا استفاده مىشود . پس اگر آن روز ملائكه را وادار كرد ، تا براى آدم سجده كنند ، از اين جهت كه خليفه خدا در زمين است ، در حقيقت اين حكم سجده شامل همه افراد بشر مىشود ، و در حقيقت سجده ملائكه براى خصوص آدم ، از اين باب بوده ، كه آدم قائم مقام و نمونه و نايب از همه جنس بشر بوده است . و سخن كوتاه اينكه : به نظر نزديك مىآيد كه قصه منزل دادن به آدم و همسرش در بهشت ، و سپس فرود آوردنش بخاطر خوردن از درخت ، بمنزله مثل و نمونه اى باشد ، كه خداى تعالى وضع آدميان را قبل از نازل شدن به دنيا ، و سعادت و كرامتى كه در منزل قرب و حظيره قدس داشت ، و آن دار نعمت و سرور ، و انس و نور ، و آن رفقاى پاك ، و دوستان روحانى ، و جوار رب العالمين ، كه داشت ، به آن مثل مجسم ساخته است . باشد ، و نتوانيم با آن عمل ، نسبت به بندگان صالح خدا ، و يا قبور اولياء او ، و يا آثار آنان اظهار محبت كنيم ، چون چنين منعى از راه دليل عقلى و يا نقلى نرسيده ، و ما انشاء اللَّه به زودى در محل مناسب باز پيرامون اين مطلب بحث خواهيم كرد . و همچنين اين معنا را ( كه انسان كذايى در مقابل آن همه نعمت كه در اختيار داشته ، و بجاى آنها گرفتارى ، و بدبختى ، و تعب ، و خستگى ، و مكروه ، و آلام ، را اختيار مىكند ، بجاى اينكه سعى كند خود را بهمانجا كه از آنجا آمده برساند ، و برگرداند ، بحيات دنياى فانى ، و جيفه گنديده و پست آن ميل مىكند ) مجسم ميسازد . و نيز در قالب اين مثال اين معنا را بيان مىكند : كه نه تنها آدم را بعد از توبه اش بدار كرامت و سعادت برگردانيد ، بلكه هر انسانى كه راه خطا پيموده ، اگر برگردد ، و بسوى پروردگار خود رجوع كند ، خداى تعالى او را بدار كرامت و سعادتش برمىگرداند ، و اگر برنگردد و همچنين دست بدامن زمين بزند ، و هواهاى نفس را پيروى كند ، چنين كسى بجاى شكر نعمت خدا ، كفران
--> 1 - سوره اعراف آيه 14 2 - سوره اعراف آيه 25 3 - سوره اعراف آيه 11